-
تا کی به تمنای وصال تو یگانه...
یکشنبه 31 خرداد 1394 21:46
خواهد به سر آمد غم هجران تو یا نه ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
-
با مثال توضیح دهید! (2 نمره)
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 21:59
ریشه ی دلتنگی کجاست؟
-
سلام دهه ی چهارم مثلا؟
دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 19:58
مدت هاست که یک ساعت ننشسته ام پشت لپ تاپ و وبگردی و ... . خب که چی؟ که اینکه بعد از مدت ها آمده ام، نشسته ام جایی که سال های قبل ساعت های بسیاری در شبانه روز را پشت آن سپری کرده ام. فهمیده ام که دیگر چشمانم سوی سابق را ندارد که عینکم باید عوض شود که احتمالا بله من سی ساله شده ام!
-
حوالی خواب های ما سال پر بارانی بود
یکشنبه 17 اسفند 1393 22:39
نه ری را جان نامه ام باید کوتاه باشد ساده باشد بی حرفی از ابهام و آینه از نو برایت می نویسم: حال همه ی ما خوب است اما تو باور مکن... . "سید علی صالحی"
-
من رویایی در سر دارم
شنبه 9 اسفند 1393 22:57
باید بنویسم که حالم از پست قبلی بهتر است. گاهی ناراحتی آنقدر زیاد می شود که از زیادی رنگ می بازد! و در این مواقع فرصتی هست برای فکر کردن به حالای قضیه. به اینکه من اینجا هستم و با این بودن چه کار بهتری می توانم انجام بدهم. بعد لحن نوشتنم مثبت می شود و نوید رویاپردازی پیدا می کند. کاری که به سادگی سال های دور گذشته...
-
خلاء
پنجشنبه 30 بهمن 1393 14:17
هر روز می خواهم اینجا چیزی بنویسم و نمی نویسم برای اینکه نمی دانم از چه باید بنویسم از اینکه این روزها چطور می گذرد؟ پاسخ ساده است مثل همیشه تنها با شدت بیشتری تلخ تر، تنهاتر، ناامیدتر. معنی ناامیدی را نمی دانم و تنهایی و تلخی را. غرقه در کلماتی هستم که مفهوم خود را از دست داده اند و حالا به دنیای هیچ، به دنیای پوچ،...
-
اشک هایم را شماره مکن، گریه کن
یکشنبه 28 دی 1393 04:51
و حقیقت این است: تبدیل شدن به مزخرفی که منم! رها شدن آخرین آثار حیات از سر انگشت این دست های ناتوان. مردن به وقت جوانی و جوانی به وقت مرگ.
-
فقط یک سر سوزن شادی...
یکشنبه 14 دی 1393 01:51
گاهی که برادرم از دوران مجردی ش، تعریف می کنه، میگه که خوشی به دلم نموند تو دوره مجردی، کلی سفر و تفریح رفتم با دوستام. هر موقع با هیجان از خوشی های دوره مجردی ش تعریف می کنه، حتما این جمله رو میگه. من جوونی شو با دوره ی جوونی خودم مقایسه می کنم، فاصله ی سنی چندانی نداریم ولی برای من این دوره زهر مار بوده تا همین الان...
-
Some day, Some where...
چهارشنبه 10 دی 1393 02:13
در مجموعه ی موسیقی های بی کلامم، آهنگی پیدا کردم که مثه خط بریل برای دل من می مونه؛ احساسمو لمس می کنه ... . من عاقبت از اینجا خواهم رفت پروانه ای که با شب می رفت این فال را برای دلم دید... «م. سرشک»
-
مرا امید وصال تو زنده می دارد...
شنبه 6 دی 1393 23:29
هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک گرم تو دوستی از دیگران ندارم باک مرا امید وصال تو زنده می دارد وگرنه هر دمم از هجر توست بیم هلاک اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم وگر تو زهر دهی به که دیگری تریاک بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا بان روحی قد طاب ان یکون فداک تو را چنانکه تویی هر نظر کجا بیند به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک
-
تندیس شاعرانگی
دوشنبه 24 آذر 1393 04:37
فریبرز لاچینی داره پیانو میزنه: بذار نسیم در به در گلبرگُ از یاد ببره برداره بوی تن تو هر جا که می خواد ببره پ.ن: یه آلبوم پیانو زده به نام بوی دیروز که نت برخی از آهنگ های قدیمی رو از خوانندگان مختلف ایرانی و خارجی با پیانو زده و واقعا یه دفعه آدمو پرت می کنه در قعر دیروز! حس خوبیه! :)
-
طلوع لبخند
دوشنبه 24 آذر 1393 04:08
لبخندم، لبخند یک سرحالی اول صبح، هنگام طلوع، موقعی که دست هاتو مشت میکنی و بازوهاتو باز و خمیازه می کشی، میگی آخیییش :) چنین لبخندی رو برای هفته های آتی پیش بینی می کنم!
-
دیگر از این همه سلام ضبط شده بر آداب لاجرم خسته ام
دوشنبه 24 آذر 1393 03:54
اخیرا سر کیسه ی اتفاقات غیرقابل کنترل زندگی را شل کرده ای و به خودت می گویی من که نمی توانم همه چیز را کنترل کنم. اصلا من که نمی توانم مدام مراقب جزء جزء رفتارم باشم که خوشایند باشد یا به کسی برنخورد مثلا! من خودم هستم، بگذار به هر کس که می خواهد از این خود بربخورد!
-
دوشنبه
دوشنبه 24 آذر 1393 03:44
وقتی در زمان گم شدی و یهو نصفه شبی با ترس به خودت میگی نکنه فردا...؟ خاک به سرم نکنه فردا سه شنبه ست و دو ساعت دیگه باید راه بیافتم برم پشت کوه؟ و فوری تقویم گوشی ت رو چک می کنی می بینی دوشنبه ست! آه، خدایا!
-
نفس کی مطمئن می شود؟
شنبه 22 آذر 1393 05:37
قاطی دارم! ناراحتم و یادم رفته که چه قولی به خودم دادم: مطمئن تا آخرین نفس! یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة
-
پله برقی زندگی
شنبه 22 آذر 1393 05:29
1 بهش میگم که اگه از ایران نرم، نصف زندگیم از دست رفته و پوچ شده و البته نمی دونم که منظورمو از نصف زندگی درست فهمید یا نه! برای اینکه منظورم از نصف زندگی، نیمی از سال های عمرم تا الان نبود، منظورم بطور متوسط تا 60 سال زنده موندن بود که اگر دنباله ی اهداف قبلیمو نگیرم سی سال اون از بین رفته و این میشه نیمی از عمر من....
-
بغض اعداد
شنبه 22 آذر 1393 02:30
اعداد، اعداد، اعداد! اعداد همیشه مهم هستند تنها نوع اهمیت شان از یک زمان به زمانی دیگر تغییر می کند. زمانی که نوجوان بودم مشتاقانه دوست داشتم رقم سنم بالاتر برود. بیست ساله که شدم، فکر می کردم آخر دنیاست و من چقدر بزرگ و پیر شده ام! در 23 سالگی احساس آب از سر گذشتن داشتم. در 25 سالگی فکر می کردم که یک ربع قرن را پشت...
-
چرایی...هدف
جمعه 21 آذر 1393 04:19
اگر زندگی کردن رنج بردن است ؛ برای زنده ماندن باید ناگزیر معنایی در رنج بردن یافت. اگر اصلا زندگی خود هدفی داشته باشد، رنج و میرندگی نیز معنا خواهد داشت. اما هیچ کس نمی تواند این معنا را برای دیگری بیابد. هر کس باید معنای زندگی خود را، خود جستجو کند و مسئولیت آنرا نیز پذیرا باشد. اگر موفق شود، با وجود همه تحقیرها و...
-
دلتنگ آن خودم
جمعه 21 آذر 1393 03:31
این روزها مدام یاد آن خودِ دوست داشتنی، مصمم و شادم می افتم که تا چند وقت دیگر ممکن است اصلا از یادم برود چنین چیزی بوده ام و دست روزگار چقدر مرا تغییر داده است. برای آن خود دلتنگم؛ از این خود خسته ام؛ آن روزهای شادی و امیدم را می خواهم؛ آن روزهایی که هنوز فکر می کردم زندگی شادی ها و امیدهای زیادی برای آینده ام دارد.
-
بدرقه
سهشنبه 18 آذر 1393 19:19
هرگز اینگونه بی چمدان به سفر نرفتم که از چشمانت گذشتم هرگز اینگونه بی مقصد نبودم که خود را به آغوش بیابان سپردم گذشتم... سپردم... خودم را به خنجر تو هرگز اینگونه زمان شجاعت کشتن مرا نداشته است پشت سرم کاسه ی آبی بریز! از ردپایم اگر شقایق نچیدی به دست های قاتل تو بر می گردم همچون عاشق شکست خورده ای که به مقتل خاطره...
-
تمام
سهشنبه 18 آذر 1393 18:12
تمامش کرده ای تمامت نمی کنند
-
بیشعوری
دوشنبه 17 آذر 1393 21:13
از یک جایی به بعد وقتی می بینی کسانی که خودشان ادعای پذیرش تکثر آراء، آزادی بیان و دموکراسی در جامعه را دارند منظورشان از این کلمات دقیقا دیکتاتوری و تک صدایی از نوع عقیده ی خودشان است، حس می کنی با جماعت بیشعور این چنینی اصلا نیازی به ارتباط نیست. کفر پز روشنفکری جدید شده است! تمسخر ادیان، مذاهب و انبیاء و کتب آسمانی...
-
لیکرت 5 درجه
سهشنبه 11 آذر 1393 00:49
زندگی طیف لیکِرت 5 درجه ای است. اما بر خلاف آنچه که اغلب می پنداریم، خوشبختی در حالت وسطش است نه درجه ی پنجم. اگر در درجه ی سه قرار دارید خوشبخت هستید. اگر در درجه ی دوم هستید، به خوشبختی نزدیک هستید، بهتر است صبور باشید تا عقب گرد نکنید و به آن برسید و اگر در درجه ی اول هستید، دست کم می دانید که تنها دو درجه با...
-
حرف جدید
سهشنبه 11 آذر 1393 00:30
چهار ماه است چیزی ننوشته ام و تمام نوشتنم را خلاصه کرده ام در استاتوس ها و چند خط شعر در دفترچه گوشی. ماه هایی که اتفاقات مختلفی افتاده است، از خیلی بد که بماند، تا خیلی خوب تا آنجا که روزی زیر لب گفتم که دوباره "خودم" شده ام؛ "خودم" قبل از مواجهه با یک سری اتفاقات و افراد. آن "خودی" که...
-
سلام وردپرس!
دوشنبه 10 آذر 1393 21:44
اکنون که ذهنم پر شده است از حرف های بیهوده، کیبورد بر دست می گیرم یا دستم را می گذارم روی کیبورد تا بار دیگر وبلاگ خود را بنویسم زیرا که یک ماه است دلم وبلاگ می خواهد اما هیچ جایی برای رفتن ندارم و حوصله هم ندارم دوباره یک جای زپرتی شبیه به همین بسازم. وبلاگ هم فقط سرویس دهنده های بلاگر و وردپرس! :-/
-
این همه یاد می رود، وز تو هنوز غافلم...
جمعه 6 تیر 1393 21:25
و شیرین تر از لبخندی که خدا بر لبانت بنشاند چیست؟
-
خوشبختی های کوچک زندگی
جمعه 6 تیر 1393 21:00
چیزهای کوچکی در زندگی هست که به آن طعم، بو، رنگ و مزه می دهد. مثل سفره آرایی با صبوری تمام و دیدن یک سفره ی زیبا و خواستنی که گرچه معمولا در یک چشم به هم زدن کلکش کنده می شود اما حتی دو دقیقه دیدن آن سفره ای که آدم برایش زحمت کشیده زندگی را شیرین تر می کند. چقدر دلم تنگ شده برای سفره آرایی یا اصلا بهتر بگویم برای...
-
آپگرید
جمعه 6 تیر 1393 19:24
جدا از تمام امکاناتی که بلاگر و وردپرس داشتند، حداقل حسن شون این بود که کسی پیام چرند نمیذاشت تو وبلاگ آدم. بعد از مدت ها کناره گیری از سرویس دهنده های ایرانی، حالا که برگشتم می بینم که ورژن ژانرهای "وبلاگ خوبی داری به وبلاگ منم سری بزن" آپگرید شده! حالا نامه سرگشاده می نویسند که بیا در نگاشتن پست هامون ما...
-
نیست
چهارشنبه 4 تیر 1393 16:57
به حجم تنگدلی های آفتابی من مدار حوصله ی هیچ کهکشانی نیست "قیصر امین پور"
-
فراموشی
چهارشنبه 4 تیر 1393 15:41
از یک جایی به بعد یا باید انسانیت را فراموش کنی یا انسان نماهای متعهد به قوانین حیوانی را!