چیزهای کوچکی در زندگی هست که به آن طعم، بو، رنگ و مزه می دهد. مثل سفره آرایی با صبوری تمام و دیدن یک سفره ی زیبا و خواستنی که گرچه معمولا در یک چشم به هم زدن کلکش کنده می شود اما حتی دو دقیقه دیدن آن سفره ای که آدم برایش زحمت کشیده زندگی را شیرین تر می کند. چقدر دلم تنگ شده برای سفره آرایی یا اصلا بهتر بگویم برای آشپزی آنطور که خودم می دانم و آنطور که مامانم می گوید: "تو اگر بخواهی ناهار درست کنی باید ساعت 4 صبح از خواب بیدار شی، چقدر طول میدی!" و من در جواب بگویم: "غذا باید آرام و با سلیقه پخته شود اصلا عطرش باید تا ده تا خانه آنورتر برود!" چقدر دلم یکدفعه تنگ شد برای چنین لحظاتی، برای خوشبختی های کوچک زندگی.