پایان نامه شو در مورد رابطه سبک|های ه|و|ی|ت و تر.س از ص|می|می|ت کار کرده و به زودی باید دفاع کنه. تماس گرفته که اگه تبیینی برای نتایج پژوهشش به ذهنم می رسه کمکش کنم. میگه در حالیکه سبک مغشوش و سرگردان رابطه مثبت و معنادار نشون داده، سبک موفق و ضبط شده اصلا رابطه معنی دار نداشته! چطوری تبیین کنم که چرا رابطه معنی دار نداره در حالیکه انتظار می رفته رابطه منفی و معنادار داشته باشه.
بهش میگم وضعیت فرهنگی جامعه رو در نظر بگیر. گذار از سنت به مدرنیته که نوجوانی رو طولانی مدت تر میکنه در نتیجه خود به خود شکل گیری سبک های موفق و ضبط شده به تعویق می افته. از طرفی ارزش های در حال تغییر جامعه ست که باز باعث تأخیر در شکل گیری هویت افراد میشه و به علاوه رفتار گروه سنی نوجوان و جوان رو تحت تأثیر قرار میده.
بعد دارم به این فکر می کنم که گرچه امروزه تو جامعه روابط دختر پسر نسبت به 10-20 سال قبل راحت تر شکل می گیره ولی آیا هنوز صمی|میت به صورت یک هنجار و ارزش در اومده تو جامعه؟ مسلما هنوز جامعه متفق القول نیست که حداقل بعد از سن بلوغ وجود رابطه صمی می، بین دو جنس مخالف از لحاظ رشدی یک ارزش و بایدِ رفتاریه. برای اینکه این مسائل اصلا در تضاد با ارزش های ظاهری این حکومت معرفی میشه. وقتی اصلا هنجار رفتاری ای وجود نداره که صمی|میت رو در جامعه مقبول بدونه، ما از چه صمی|میتی صحبت می کنیم؟ مسلما صمی|میتی که نمی تونه اونقدرها هدفمند، صحیح و آزادانه رشد کنه.
بعد ما می خوایم بیایم هو|یتی که اینقدر دیر شکل می گیره و هسته ش انتخاب، استقلال و اراده هست (چیزی که تو این مملکت سرکوب میشه نه تشویق!) رو به متغیری ربط بدیم که از اساس در این جامعه زیر سئوال قرار داره و تحت اراده اجتماعی و مقبول نیست؟
****
بارها فکر کردم که یکی از آسیب های جدی ای که ایران در گذار از سنت به مدرنیته باهاش مواجه شده مسائل رشدیه مربوط به روابط عاطفی-اجتماعی افراد جامعه ست که به معضلات رشدی تبدیل شده. کشوری که با یک برنامه ریزی صحیح می تونست بدون اینکه بخواد تا این حد هزینه بده درست از سنت به سمت مدرنیته بره، چنان در دهه آتی در منجلاب فرو می شینه که همین یک قلم یکی از موارد ...ش خواهد بود. اول و آخر مدرنیته با خودش انواع سبک های روابط و زندگی خارج از ازدواج رو میاره ولی مسئله اینجاست برای مملکتی که فرهنگ این روابط رو نمی سازه و نهادینه نمی کنه هزار نوع معضل هم ایجاد می کنه که تو بستر اصلی فرهنگ خودش خیلی کمتره و در این جامعه در دهه آتی از زیر پوست شهر میاد بالا.
بعد این وسط اساتید عزیز رشته هایی که اگر رسالت شون ارائه راه حل برای مسائل و مشکلات اجتماعی نیست معلوم نیست دیگه این رشته ها برای چی ایجاد شده، بر می دارند چند تا متغیر رو از یه فرهنگ دیگه کات می کنن و می خوان مثلا پژوهش به روز همپای نظریه های غربی انجام بدن. نمی فهمن که اصلا فی النفسه خود پژوهش برای چیه؟ برای اینکه چهار تا کاغذ سیاه کنیم که کلماتش شبیه کلمات ممالک توسعه یافته و غربی و ... باشه بدون اینکه معنایی در فرهنگ ما داشته باشه یا اینکه اینقدر وقت هزینه انرژی که از زندگی این دانشجو داره هرز میره باید به درد یه جایی از این جامعه بخوره؟ چند روز پیش هم یکی دیگه از یه دانشگاهی تماس گرفته بود باهام راجب موضوعش صحبت کنه و گفتم برو به اون استادت حالی کن که موضوع رشدی اونم هو|یت رو با اون متغیرهایی که بدون فکر کات کرده گذاشته تو کارت نمیشه کار کرد و این موضوع حتی در این حد هم نیست که چند تا گزاره بی معنی ازش در بیاد برای اینکه به لحاظ روش شناسی اصلا غلطه، انتخاب متغیر که بماند!
و در نهایت این پراکنده گویی ها، همیشه فکر می کنم که آخه اصلا ایران فهم استفاده از روانشناسی و علوم تربیتی رو داره؟ دلم می سوزه برای خودم برای اون همه عمری که در این رشته و سر کتاب ها صرف کردم برای اون همه عشقی که بهش داشتم و دارم، برای اون همه کاری که می تونستم باهاش انجام بدم ولی دستم بسته ست و برای جامعه بدبختم که روز به روز بدبخت تر میشه... و دیگر سخن کوتاه... .
پ.ن: مسلما برای این بین کلمه ها چوب خط گذاشتم که اگر در روزهای آخر به سرش بزنه و بازم در مورد موضوعش سرچ کنه فوری می رسه به وبلاگ من! چون به گفته خودش اصلا پیشینه ای در مورد این موضوع وجود نداشته.
اینکه من تازه شب بازی ایران فهمیدم جام جهانیه اونم وقتی که اتفاقی از جلوی تلویزیون رد می شدم، نه تنها از ارزش های من کم نمیکنه بلکه بهش اضافه هم می کنه! حس می کردم خبرهای ورزشیه ولی نمی دونستم تا این حد! بعد اینکه امروز مرورگر کروم رو بعد از صد سال آپدیت کردم می بینم که تو صفحه خانگی ش، یه سری آپارتمان هست و یه موجود صاف که داره وسط اینا توپ بازی می کنه. اگر فکر می کنید که من اصلا به این فکر کردم که این کاستوم گوگل به خاطر جام جهانیه، کاملا در اشتباهید! بلکه در لحظاتی بعد از اینکه صد بار این صفحه رو دیدم فهمیدم با ساختمون ها نوشته google و اون ال برای این داره توپ بازی می کنه که...!
خداییش مرا چه می شود؟ هر روز چیزهای جدیدتری در خودم کشف می کنم که نشون میده چقدر حالم وخیمه!!